صائن الدين على بن تركه
25
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
[ مقدمه مؤلف ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 » و به نستعين الحمد للّه الّذى رتّب نظام بريّة العالم بخلافة آدم و كمّلها بحضرة الخاتم محمد عليه و على آله من الصّلوات أفضلها و من التّحيّات أتمها و أكملها . دوش هنگام آنكه مبشّر فالِقُ الْإِصْباحِ آوازهء فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا » در آفاق انداخت - يعنى صروف ادوار زمانى به دست تباشير اشعّهء نورانى ، ماهچهء درفشان درفش كاويانى صبح « 2 » برافراخت « 3 » و سراپردهء ضحّاك ظلمت « 4 » از فلك رفعت به خاك فلاكت انداخت - كوكبهء مواكب سياوش شب از صدمهء تيغ خسرو سيّارگان پشت كرد و روى زمين ، مستقرّ سرير سلطنت فريدون گردون گشت . « 5 » . چو شاهنشاه صبح آمد بر اورنگ * سپاه روم زد بر لشكر زنگ بر آمد يوسفى نارنج در دست * ترنج مه زليخاوار بشكست در وقتى كه سلطان طبيعت از پيغولهء غلواى برودت ، سراپردهء ايالت بر صحن صحراى اعتدال زد و باد سبكپاى قدم در فرّاشى نهاده به دست « 6 » ابر چابكدست ، بساط منوّر خضرا بر بسيط مكدّر غبرا گسترانيدن گرفت و در و ديوار روزگار را بر فحواى « وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ تزيين داده به ضمايم « وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ » آذين بست « 7 » [ 442 الف ] تبارك اللّه ازين جنبش نسيم صبا * كه لطف صنعت او از كجاست تا به كجا
--> ( 1 ) . D ، E و I ندارد ؛ G : ربّ يسرّ و تمّم بالخير ( 2 ) . C , D , F , G , I و J : + را ( 3 ) . F : برافروخت ( 4 ) . G : + را ؛ D در حاشيه : ظ را ( 5 ) . G : + ابيات ؛ J : + بيت ( 6 ) . C , D , E , F , G , I و J : دستيارى ( 7 ) . D , E و I : + شعر ؛ F و J : + بيت